صفحه را انتخاب کنید

اخیراً در اخبار، خبر تیراندازی دسته جمعی در کشورمان را می شنویم. این موارد متأسفانه برای همه ما به خصوص کودکان بسیار آزاردهنده و رایج است.

اگرچه آرزو می‌کنیم که می‌توانیم فرزندانمان را از دانستن این تیراندازی‌ها محافظت کنیم، اما آنها با گوش دادن به صحبت‌های دیگران، دیدن سرفصل‌ها در اینترنت و با صحبت در حیاط مدرسه با دوستان و دانش‌آموزان بزرگ‌تر در مورد این رویدادها یاد می‌گیرند. ما مطمئناً می خواهیم هیچ اتفاق خشونت آمیزی رخ ندهد، اما تا زمانی که وجود داشته باشد، تجربه ما نشان می دهد که اگر صحبت های دلسوزانه و صادقانه ای در مورد فرزندتان داشته باشید، کمتر تحت تأثیر منفی قرار می گیرد. سپس آنها در مورد آنها از یک بزرگسال مورد اعتماد یاد می گیرند، شما، که می توانید در حالی که آنها همه چیز را انجام می دهند به آنها کمک کنید. شما هستید که به سوالات آنها با دقت پاسخ می دهید.

چگونه با کودکان در مورد خشونت صحبت کنیم؟

بنابراین چگونه می توانید به کودک خود احساس امنیت بدهید و در عین حال اطلاعات صادقانه ای را ارائه دهید و به سؤالات او پاسخ دهید؟ ما چندین دستورالعمل ارائه می دهیم:

  • قبل از اینکه با فرزندتان صحبت کنید، با خودتان چک کنید. چه حسی نسبت به این شاخه ها دارید؟ آیا نگران امنیت خانواده خود هستید؟ آیا از دست آن شخص عصبانی هستید یا به این دلیل که او شما را متوقف نکرده است؟ آیا از این مرگ ها ناراحت هستید؟ خیالت راحت شد که این اتفاق برایت نیفتاد؟ در مورد گفتگوی مورد انتظار چه احساسی دارید؟ هنگامی که احساسات خود را درک کردید و از آنها حمایت کردید، به گونه ای مستقر خواهید شد که بتوانید با فرزند خود پایدار و محکم باشید.
  • به این فکر کنید که فرزندتان چه کسی است تا بتوانید پیش بینی کنید که او چگونه ممکن است به اخبار ترسناک بالقوه در دنیای خود واکنش نشان دهد. آیا کودک شما به طور کلی عصبی می شود؟ آیا آنها ممکن است در مورد آن احساس عصبانیت کنند؟ آیا احساسات خود را در خود نگه می دارید یا آنها را بیرون می گذارید؟ وقتی ناراحت هستند معمولاً چه چیزی به آنها کمک می کند؟ سپس، البته، برای انتظار چیزهای غیرمنتظره آماده باشید و مهمتر از همه، از نشانه های کودک خود پیروی کنید. بودن با این که چگونه هستند، هر چه که باشد.
  • می توانید با پرسیدن اینکه فرزندتان در مورد این حادثه در اخبار چه می داند، گفتگو را باز کنید. این به شما این امکان را می دهد که بدانید چه اطلاعاتی درست یا نادرست است که آنها جمع آوری کرده اند و سپس داده های کلی را در اختیار آنها قرار دهید و در پاسخ به سؤالات آنها توضیح دهید. پیشنهاد می کنیم فقط آنچه را که می خواهند به آنها بدهید و سپس مکث کنید تا ببینید آیا سؤال یا نگرانی دیگری وجود دارد یا خیر. همانطور که آنها درخواست می کنند، داده های بیشتری را پر می کنید.
  • همانطور که آقای راجرز گفت: "به دنبال کمک کنندگان باشید." در هر رویداد خشونت آمیز، افرادی وجود دارند که به افراد آسیب دیده کمک می کنند. به فرزندتان اشاره کنید: پلیس، آتش نشانان، کارکنان آمبولانس، نیروهای امنیتی. این نشان می دهد که محافظت وجود دارد و هنوز خوبی های زیادی در جهان وجود دارد و بر اساس واقعیت ها اطمینان می دهد. همچنین می‌توانید با آنها فکر کنید که چگونه شما و خانواده‌تان می‌توانید با اهدا کردن یا نوشتن نامه‌هایی به افراد آسیب‌دیده یا شخصیت‌های سیاسی کمک کنید. این راهی برای کمتر احساس بی دفاعی و کمک به خیر جهان است.
  • کودک شما ممکن است بپرسد "آیا ما در امان هستیم؟" شما نمی توانید صادقانه تضمین کنید که هر یک از ما برای همیشه در امان خواهیم بود. با این حال، می‌توانید تمام کارهایی که خود و مدرسه‌تان برای محافظت از آنها و خانواده‌تان در برابر خطر انجام می‌دهید، به فرزندانتان بگویید. شما می توانید به آنها اطلاع دهید که اگرچه ما در مورد این تیراندازی ها می شنویم، اما آنها نادر هستند و به طور قریب به اتفاق ما در معرض خطر روزانه از آن نیستیم.
  • نمونه گفتگوی پدر و پسر

    چنین مکالمه ای ممکن است به این صورت باشد:

    پدر: "از اخبار چیزی شنیدی؟"

    پسر: «شنیدم که یک دانش‌آموز کلاس هشتمی می‌گوید که افراد زیادی به ضرب گلوله کشته شده‌اند. درست است؟

    والدین: «بله، ما متوجه شدیم که فردی در یک مکان 11 نفر را با سلاح گرم کشته است و فرد دیگری در مکان دیگری 7 نفر را کشته است. افراد دیگر در آن مکان ها در امان هستند. اینجا اتفاقی نیفتاد [اگر بتوانید صادقانه بگویید]. افراد زیادی برای کمک به محل وقوع این حادثه آمدند: پلیس و آمبولانس ها و همچنین مردم منطقه. مردم همچنین به خانواده های کسانی که جان باخته اند کمک می کنند.»

    کودک: "ممکن است این اتفاق در اینجا بیفتد؟"

    والدین: "احتمال آن بسیار بسیار اندک است و ما و مدرسه او کارهای زیادی برای حفظ امنیت او انجام می دهیم."

    کودک: "من می ترسم."

    پدر: «می‌تواند ترسناک باشد، اما اکنون در امان هستیم و با هم هستیم. دوست داری در آغوش بگیری؟ همچنین می توانیم با افرادی که دوستشان داریم صحبت کنیم. میخوای به خاله جین زنگ بزنی و بهش بگی؟ گاهی که قبلاً ترسیده اید، دوست داشته اید نقاشی کنید. آیا دوست داری این کار را الان انجام دهی؟"

    کودک: "نه، الان نه."

    پدر: "آیا چیزهای دیگری احساس می کنی؟"

    کودک: «من اینطور فکر نمی کنم. حالا میتونیم شام بخوریم؟

    پدر: «مطمئناً، سس گوجه‌فرنگی را گرم می‌کنیم و می‌توانیم با هم بنشینیم تا بخوریم. اگر سؤال دیگری دارید یا می‌خواهید در هر زمانی بیشتر در مورد آن صحبت کنید، ما بیشتر صحبت خواهیم کرد."

    نکات کلیدی اضافی در مثال این است که پدر به احساسات پسرش اجازه می دهد، به آنها اطمینان می دهد اما آنها را خاموش نمی کند یا آنها را به حداقل نمی رساند. همچنین، بسیار مهم است که در را برای هر مکالمه بعدی که شروع می کنید باز بگذارید تا بفهمید فرزندتان چه چیز دیگری در مورد آن می شنود. ما همیشه توصیه می‌کنیم فضایی برای سؤالات باقی بگذارید و مطمئن شوید که فرزندتان می‌داند که می‌تواند در هر زمانی سؤالات بیشتری بپرسد. این فقط یک گفتگو نیست. آنها در طول زمان، با تکامل رویدادها و شناخته شدن اطلاعات بیشتر، بسیار هستند. مراقب فرزندتان باشید و با او تماس بگیرید تا بفهمید چه چیز دیگری می شنود و چگونه بر او تأثیر می گذارد.

    این روزها در جهان وحشتناک است و فرزندان ما در مورد مرگ و میر ناشی از بیماری، جنگ، خشونت و بلایای طبیعی زیاد می شنوند. این دستورالعمل‌ها برای هر یک از آن موقعیت‌ها، که برای رویداد خاص طراحی شده‌اند، اعمال می‌شود. فرزند شما می تواند در کنار شما با چیزهای دشوار روبرو شود، آماده ارائه اطلاعات حتی ترسناک و در عین حال اطمینان واقع بینانه و حضور دائمی و محبت آمیز شما.