صفحه را انتخاب کنید

میکی رورک برای بازی در فیلم "کشتی گیر" ساخته دارن آرنوفسکی برنده جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد سال 2009 شد. وقتی بازیگران برای چنین جوایزی سخنرانی می کنند، بسیار معمول است که از خدا و خانواده خود برای پیروزی تشکر کنند، اما میکی رورک از سگ هایش تشکر کرد. میکی رورک بدون تاثیرات درمانی رابطه اش با سگ هایش شاید زنده نمی ماند تا این جایزه را بپذیرد.

در فیلم "کشتی گیر"، رورک ژو ل رول د رندی "رم" رابینسون، بازیگر حرفه ای که به خوبی از پسش برمی آید، بدون اوج می گذرد. گرد اینها شرایطی است که بیش از کمی با داستان زندگی این بازیگر موازی است.

به نظر می‌رسید رورک در دهه 1980 یک سوپراستار باشد. بیشتر منتقدان موافق بودند که بازی او در "Diner" (1982)، "Rumble Fish" (1983)، "9 ½ Weeks" (1986) و "Angel Heart" (1987) به نظر می رسید. تا حاوی نشانه هایی باشد که جهان شاهد ظهور جیمز دین دیگری یا حتی رابرت دنیرو است.

متأسفانه، حرفه بازیگری رورک در نهایت تحت الشعاع زندگی شخصی و برخی تصمیمات شغلی به ظاهر عجیب و غریب قرار گرفت. کارگردانانی مانند آلن پارکر در کار با او مشکل داشته اند. پارکر گفت: «کار کردن با میکی یک کابوس است. او سر صحنه فیلمبرداری بسیار خطرناک است، زیرا شما هرگز نمی دانید که او قرار است چه کاری انجام دهد. علاوه بر این، رورک شروع به نشان دادن اثرات اعتیاد به مواد مخدر کرد. او با اعضای باندهای موتور سیکلت شریک بوده و در چندین پرونده تجاوز از جمله اتهام خشونت خانگی (که بعداً لغو شد) شرکت داشته است. در نهایت او عملا از دنیای سینما محو شد.

زمانی که کارگردان روبرت رودریگز در فیلم «روزی روزگاری در مکزیک» (2003) نقش یک قاتل شوم را انتخاب کرد، کار رورک دوباره احیا شد. دو سال بعد، رودریگز دوباره با او تماس گرفت، این بار برای بازی در نقش مرو، یکی از ضدقهرمانان مجموعه کتاب های مصور شهر گناه (2005) اثر نویسنده و هنرمند فرانک میلر. در آن، رورک یک اجرای فراموش نشدنی، متناوب وحشتناک و خنده دار ارائه کرد که به همه شکاکان یادآوری کرد که او هنوز هم نیرویی است که باید با آن حساب کرد. با این حال، رورک برای رسیدن به این نقطه از زندگی خود نیاز به مداخله یک سگ داشت.

این احتمال که سگ ها می توانند مزایای سلامتی و روانی قابل توجهی برای همراهان انسانی خود داشته باشند موضوع بسیاری از تحقیقات روانشناختی اخیر و جدی بوده است. شواهد علمی در مورد مزایای سلامتی رابطه با سگ برای اولین بار حدود 30 سال پیش توسط روانشناس آلن بک از دانشگاه پردو و روانپزشک آرون کاچر از دانشگاه پنسیلوانیا منتشر شد. این محققان اندازه گیری کردند که وقتی شخصی سگی آشنا و دوستانه را نوازش می کند از نظر فیزیکی چه اتفاقی می افتد. آنها دریافتند که فشار خون فرد کاهش یافته است، ضربان قلب او کاهش یافته است، تنفس آنها منظم تر شده است و تنش عضلانی آرام شده است - همه نشانه هایی از کاهش استرس است.

مطالعه اخیر منتشر شده در مجله پزشکی روان تنی نه تنها این اثرات را تایید کرد، بلکه تغییراتی را در شیمی خون نشان داد که میزان کمتری از هورمون های مرتبط با استرس مانند کورتیزول را نشان می دهد. به نظر می رسد این اثرات خودکار هستند و نیازی به تلاش آگاهانه یا آموزش از طرف فرد تحت استرس ندارند. شاید تعجب آورتر از همه، این است که این اثرات روانی مثبت سریعتر، پس از تنها 24 تا 60 دقیقه تعامل با سگ، نسبت به نتیجه مصرف بیشتر داروهای ضد استرس به دست می آیند. این را با برخی از داروهایی مانند پروزاک یا زاناکس که برای درمان استرس و افسردگی استفاده می شود مقایسه کنید. این داروها سطح سروتونین انتقال دهنده عصبی را در بدن تغییر می دهند و ممکن است هفته ها طول بکشد تا اثرات مثبت نشان دهند. همچنین، در صورت فراموشی چند دوز از دارو، مزایایی که در طول این درمان دارویی طولانی به دست می‌آید از بین می‌رود. نوازش سگ تأثیر تقریباً فوری دارد و در هر زمانی قابل انجام است. محققان اخیرا این تحقیق را با بررسی گروهی از افراد XNUMX ساله و بالاتر که به استثنای یک حیوان خانگی تنها زندگی می کنند، گسترش دادند. احتمال ابتلا به افسردگی بالینی در صاحبان حیوانات خانگی بدون حیوان خانگی چهار برابر بیشتر از صاحبان حیوانات خانگی در همان سن بود. شواهد همچنین نشان داد که صاحبان حیوانات خانگی به خدمات پزشکی کمتری نیاز دارند و از زندگی خود رضایت بیشتری دارند.

ارائه شده توسط SC Psychological Enterprises Ltd

منبع: تصویر توسط SC Psychological Enterprises Ltd

در واقع، افسردگی مشکل میکی رورک در دهه 90 بود. در مورد او، زمانی که همه دوستانش او را ترک کردند، تنها سگش باقی مانده بود تا خودش را تسلی دهد. رورک اعتراف می کند که اوضاع آنقدر بد بود که او با سگ محبوبش بو جک وارد کمد شد، در را قفل کرد و قصد داشت با مصرف بیش از حد مواد مخدر خودکشی کند. در نهایت، او به دلیل رابطه اش با سگ کوچکش چیهواهوا نتوانست زنده بماند. رورک این صحنه را با گفتن این جمله توصیف می کند: «(من) داشتم دیوانه می کردم، اما نگاهی را در چشمان بو جک دیدم و او را کنار زدم. این سگ جان من را نجات داد.

زندگی رورک پس از این اتفاقات تغییری اساسی پیدا کرد. او به طور فعال در مسائل مربوط به رفاه حیوانات، از جمله مشارکت با PETA و کمپین عقیم سازی آن شرکت داشت. او تعداد سگ‌های خانه‌اش را افزایش داد و ابتدا دختر بو جک، لوکی را به آن اضافه کرد. عمق پیوند او با سگ‌هایش زمانی آشکار شد که بو جک در سال 2002 از دنیا رفت. او به یاد می‌آورد: «45 دقیقه قبل از اینکه مرا ببرند دهان به دهان او را دادم. افسرده؟ در خانه ام مرده و من نگرفتم. تا دو هفته دیگه برنمیگردم

خانواده سگ های رورک به رشد خود ادامه داده است. او می گوید: "الان من پنج تا دارم: لوکی، آرواره ها، روبی بیبی، لا نگرا و بلا لوکا، اما لوکی شماره یک من است." او در توصیف رابطه خود با لوکی افزود: "سگ من [لوکی] بسیار پیر است، او 16 سال دارد و قرار نیست مدت زیادی بماند، بنابراین من می خواهم هر لحظه را با او بگذرانم. زمانی که فیلم «طوفان شکن» را در انگلیس فیلمبرداری می کردم، مجبور شدم بر فراز آن پرواز کنم، زیرا دلم برای آن بسیار تنگ شده بود. مجبور شدم او را از نیویورک به پاریس و از پاریس به انگلیس ببرم و همچنین هزینه همراهی او را پرداخت کنم. همه اینها حدود 5,400 دلار هزینه دارد. «

به نظر می رسد رورک ارزش درمانی سگ ها را درک می کند. او در مورد لوکی گفت: "او مانند یک زاناکس غول پیکر است، می دانید؟ من قصد ندارم به باسن شما مذهبی باشم، اما واقعاً معتقدم که خدا سگ ها را برای یک هدف آفریده است. آنها بهترین همراهانی هستند که یک مرد می تواند داشته باشد. «

بنابراین، پس از بازگشت چشمگیر او به حرفه بازیگری موفق و پس از بیرون آمدن از اعماق افسردگی بود که میکی رورک توانست برای دریافت جایزه گلدن گلوب خود در مقابل همکارانش ظاهر شود. با این حال، صحبت های او با دیگران متفاوت بود. نه تنها شامل ارجاعاتی به مشارکت ها و حمایت های همکاران و همکاران حرفه ای می شد، بلکه حاوی این سطور نیز بود: «می خواهم از همه سگ هایم، کسانی که اینجا هستند، کسانی که دیگر نیستند تشکر کنم، زیرا گاهی اوقات وقتی یک مرد تنها، تو فقط سگت را داری، و آنها نماینده دنیا برای من بودند. «

استنلی کورن نویسنده کتاب های بسیاری از جمله چرا سگ ها بینی خیس دارند؟ آثار تاریخ: سگ‌ها و سیر وقایع انسانی، سگ‌ها چگونه فکر می‌کنند: درک روح سگ‌ها، چگونه سگ صحبت کنیم، چرا سگ‌هایی را که می‌سازیم دوست داریم، سگ‌ها چه می‌دانند؟ هوش سگ ها، دزدان خواب، سندرم دست چپ.

حق چاپ SC Psychological Enterprises Ltd. را نمی توان بدون اجازه مجدداً چاپ یا منتشر کرد.